بنام پروردگار بزرگ، داور بر حق، بنام خداوند ایثار و انصاف
نامه ای برای خودم نه برای کس دیگر
تقدیم به دل پاک بهار و قلب مهربانش
صبح شده، پرده ها رو میکشم کنار، همه جا سپید شدن، زمین لباس برفی به تن
کرده، دلم بهار و میخواد، نه اینکه زمستون و دوست نداشته باشما، نه. ولی بهار
یه چیز دیگه است، بوی بهار وقتی میاد دلم آروم میشه، دلم پرپر میزنه واسه
عطر گلهای دم صبح تو بهار.
خوش بحال اونهایی که الان تو خواب زمستونین، یعنی میشه منم یه روزی برم
تو خواب زمستونی؟ وقتی بیدار میشم بوی عطر بهار تمام فضای رو پر کرده
باشه، یعنی میشه؟
دوست دارم در زندگی بعدی ام که به دنیا میام، تو بهار به دنیا بیام، سحر وقتی
که نم نم بارون آروم آروم به زمین میخوره و بوی خوب خاک فضا رو پر
میکنه، بوی خاک بارون زدهرو دوست دارم.
دوست دارم وقتی به دنیا بیام خورشید خانم پرده سیاهی رو به کنار بزنه و با
طلوع کردنش آروم آروم به فردای خودم گریه کنم.
بهار رو دوست دارم به خاطر بارونش، به خاطر بوی تر خاکش, به خاطر
شبنمای روی گلاش, به خاطر گلهایی که جون می گیرن با اومدن بوی بهار،
بوی بهار بوی گلاب میده, بوی عطر خوش زندگی میده, بوی امید، بوی عشق،
بوی رفاقت و صداقت، بوی زندگی میده.
می دونی قشنگیه زمستون به چیه؟ به اون سپیدی برفشه, به اون یکرنگی شه,
وقتی برف میاد جهان میمیره, نبض زمین کند میشه، اونقدر کند که یکدفعه قلب
زمین از کار می افته, نه اینکه زمستون و دوست نداشته باشما نه, زمستون واسه
خودش دنیایی داره که من قادر به نوشتن نیستم.
میدونی قشنگی بهار بهچیه؟ هیچ بویی به زیبایی بوی بهار نیست, بوی بهار
میبره تو رو به دنیای بچهگیهات به دنیای خاطرات گم شده, می بره به دنیای
اسباب بازیهات, شیطونیهات, چی میشه آدماهم مثل درختا ریشه داشتن،یه مدت
می خوابیدن قلبتون و دلشون پاک می شد, تو اول بهار جونه میزدند, یه دست
می شدن , یه شکل می شدن.
تو بهار زیر نم نم بارون آروم آروم قدم بزننروی سنگ فرشهای کنار جاده،
اونوقت می رسیدی به دشتی پر از گلهای رز, اونوقتکه بوی بهار تو بوی گلهای
رز محو می شه, ناپیدا می شه, گل رز عطرش و مدیون بهاره، مدیون بارونه,
گفتم بارون: بارون و خیلی دوست دارم، اونقدر که میتونم یه کتاب در مورد عشق
به بارون بنویسم.
وقتی که بارون میاد چشمام تر میشه از این همه عشق, این همه شوق, این همه
شور, بارون من دوست دارم، بهار عمرش خیلی کوتاست, ولی همین عمر کم
باعث میشه دنیا زیر و رو بشه , با اومدن بهار دنیا تکون میخوره, کره زمین سبز
می شه, سیاهی از بین میره, سرما کوله بارشو جمع می کنه و با بهار قهر میکنه،
بهار قلبهای یخی رو آب می کنه.
با اومدن بهار سرما که کوله بارشو جمع میکنه باید بره, بره یه جایی که قلبهای
یخی داره, وقتی که بهار میاد, دلم پرواز میکنه به آسمون, تو بهار آسمون
زلال تره, نزدیکتره, شبها تو بهار میتونی ستاره ها رو لمس کنی, حس میکنی که
ماه تو بغلت آروم آروم خوابیده.
ستاره ها رو نمیخوام, ماه وخورشید و تو بهار رو نمیخوام, فقط و فقط بوی
خوش بهار و میخوام، همین و بس, اونایی که تنهان بوی بهار و زودتر ازاومدنش
احساس می کنند, عاشق بهارم چون اونم مثل من تنهاست, من بهار و دارم و
بهارم بوی عطر خوشش و, دوست ندارم تو بهار بمیرم چون با رفتنم بهار
بعضی ها خراب میشه, گر چه به سال نمی کشه که فراموش می شم .
برچسب:
نویسنده: احمـــدشاه
تاريخ: دوشنبه
12 فروردين
1392 ساعت: 0:37